در پي دستور احمدي‌نژاد براي لغو ممنوعيت فعاليت شبكه «سي.ان.ان» در ايران، يكي از خبرنگاران و مستندسازان صداوسيما در نامه شديداللحني به رئيس‌جمهور، از اين اقدام وي انتقاد كرد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، حسين دهباشي در اين نامه با اشاره به محدوديت‌هاي غيرطبيعي مقامات آمريكا براي فعاليت رسانه‌اي ايرانيان و بازداشت و بازجويي خود و همكارانش، دريافت مجوز فعاليت خبرنگاران كشورمان در خاك آمريكا را حداقل امتياز لازم براي صدور مجوز ادامه فعاليت «سي.ان.ان» دانسته است.

 نامه دهباشي به احمدي‌نژاد آمده است:

آقاي رئيس‌جمهور! وساطت شما براي لغو دستور تعطيلي موقت دفتر شبكه «سي.ان.ان» در تهران، فرصتي كم‌نظير براي كسب مجوز فعاليت خبرنگاران ايراني در آمريكا را از بين برد، اين فرصت‌سوزي نابهنگام، باعث تإسف من و همكارانم از اقدام عجولانه و ساده دلانه شما گرديد! اما چرا؟

1ـ چرا من؟

نمي‌دانم مي‌دانيد يا نه كه تا امروز، كليه خبرنگاران صداوسيما در سال‌هاي پس از انقلاب در كشور آمريكا تنها به عنوان نماينده خبري در مقر سازمان ملل اجازه ورود داشته و هرگز مجوز خروج از محدوده 17 مايلي نيويورك و عزيمت به ساير نقاط آمريكا را نداشته‌اند. شايد به جز موارد بسيار معدودي از جمله سفر بیست سال قبل آقاي نادر طالب‌زاده به آمريكا ـ كه با استفاده از ويزاي توريستي و با موانع و محدوديت‌هاي بسيار انجام شد ـ شايد من اولين خبرنگار صداوسيما در 27 سال گذشته بودم كه حدود سه سال قبل توانستم به واسطه دعوت‌كننده معتبرم كه نهادي وابسته به دانشگاه «پرينستون» بود، رواديد ايالات متحده را دريافت و تنها تا لب مرز ورودي آن كشور عزيمت نمايم!

آن حادثه را يادتان مي‌آيد؟
آن روز من نه به عنوان خودم بلكه به عنوان يك روزنامه‌نگار ايراني يا بهتر بگويم به عنوان «چشم مردم مظلوم ايران» بي هيچ دليلي و در حالي كه پيشتر، كارت خبرنگاري‌ام توسط وزارت خارجه آمريكا صادر شده بود ـ سخت تحقير شدم.

مي‌دانيد چگونه؟
پس از 10 ساعت بازداشت، بازجويي و بازرسي و گرسنگي با چنان تحقيري از فرودگاه «دالس» شهر واشنگتن برگردانده شدم كه خاطره آن، هنوز آزارم مي‌دهد. به خود مي‌گويم، شايد شما هم اگر مانند من، روزگاري با دست و پايي زنجير شده تا پاي صندلي هواپيما بدرقه می‌شدید، امروز از اين‌كه رئيس‌جمهور كشورتان شخصا وساطت رسانه‌اي آمريكايي را بكند، كمي ناراحت مي‌شديد!

2ـ چرا همكارانم؟

امسال البته توانستم كه براي شركت در مجمع عمومي در مقر سازمان ملل به نيويورك بروم، براي من و در يك مأموريت خبري مشخص كوتاه‌مدت، البته ميهمان‌نوازي نوبت قبل تكرار نشد، اما ديدن آنچه بر دوست عزيزمان مرتضي غرقي ـ تنها نماينده صداوسيما در مقر سازمان ملل ـ مي‌گذرد و شنيدن آنچه پيشتر بر بيژن نوباوه رفته بود، بيشتر از آن بود كه بشود با لفظ «تأسف‌انگيز» از آن نام برد. آخر در كشور مدعي «جريان آزاد اطلاعات»، همكاران من در نيويورك از حداقل تسهيلات و مجوزهاي خبرنگاري بي‌بهره‌اند.

مي‌دانيد تا چه حد؟
آنها نه تنها اجاره سفر به خارج از آن شهر را ندارند، كه حتي در داخل همين شهر هم به جز محدوده داخلي ساختمان مقر سازمان ملل اجازه هيچ‌گونه تصويربرداري ندارند. تا آنجا كه كه همين گزارش‌هاي كوتاه آنها از خيابان جنب دفتر كارشان ـ كه همواره پنهاني و در استتار كاميون يا ديواري انجام مي‌شود ـ بارها باعث مواجهه پليس آمريكا و تهديدشان به اخراج بوده است.

مرتضي قرقي و پيش از او ديگران و ديگران، نه تنها كارت خبرنگاري معتبري ندارند كه حتي ويزايشان تعمدا با كد «سي» كه مختص سفر كوتاه‌مدت خدمه كشتي‌ها و هواپيماهاست صادر شده و بنابراين از حق داشتن هرگونه كارت اعتباري، اجاره خانه و ياخريد تلفن همراه، بي‌بهره‌اند. و سرانجام آن‌كه به واسطه قوانين تحريم آمريكا عليه كشور ما، حتي واريز حقوق و هزينه‌هاي كار و زندگي ايشان از طريق ايران، قانونا جرم محسوب مي‌شود!

يادم باشد كه به دوستانم بگويم شايد اگر آنها هم جنس به اصطلاح دوم بودند، يا مانند برخي، تابعيت دوگانه داشتند و يا قدري از ناحيه غيرت مديرانشان در مام ميهن، شانس مي‌آوردند، لابد حالا آنها هم مورد وساطت رئيس‌جمهور آمريكا قرار مي‌گرفتند.

3ـ چرا شبكه سي.ان.ان؟

راستش شخصا، به عنوان يك مستدساز بين‌المللي و در عالم صنفي و كاري از خانم «كريستين امانپور»، به عنوان خبرنگاري پركار و حرفه‌اي، گله‌اي ندارم كه هيچ، حتي خاطره چند بار معرفت او ـ يك بار در جنگ بوسني و بار ديگر در جنوب لبنان ـ برايم عبرت‌آموز و درسي اخلاقي بوده است اما قضاوت من، به عنوان يك ايراني نسبت به او، به عنوان نماينده يك رسانه آمريكايي ـ صهيونيستي، البته كمي فرق مي‌كند.وقتي كه مي‌بينم در حالي كه از حدود 4 سال قبل، براي ساخت مستند «سفر انقلابي» (و در آن موقع نيز به خاطر تحريف سخنان مصاحبه‌شوندگان ايراني) ممنوع‌الورود به ايران بوده، اكنون نيز حتي در مصاحبه اختصاصي وي با رئيس‌جمهور كشورم ـ كه شما باشيد ـ آن هم در محل دفتر نمايندگي ايران در سازمان ملل، نه تنها رعايت حداقل حجاب متعارف و پروتكلي ما را نمي‌كند، كه حتي در سفر بعدي‌اش به ايران، افتخار همراهي شما را يافته و در عوض در ترجمه سخنان شما ـ كه مسئوليت آن به هر حال با ايشان است ـ چنان خطايي را انجام مي‌دهد كه مي‌تواند بيشتر از آنچه به نظر مي‌رسد، تحريك‌آميز باشد.
آقاي رئيس‌جمهور! آيا عذرخواهي بعدي «سي.ان.ان» را در پس اين اشتباه ديده‌ايد؟ بگذاريد من برايتان بگويم كه آن خطاي عجيب در ترجمه يك مصاحبه با پخش مستقيم، هرگز با يك توضيح بسيار كوتاه مجري در فرداي آن روز ـ آن هم پس از يك مناظره 25 دقيقه‌اي ضدايراني كارشناسان آمريكايي ـ جبران نمي‌شود.

آقاي رئيس‌جمهور! بهتر نبود حالا كه شبكه «سي.ان.ان» كار را تا اين پايه رسانده، حداقل شرط فعاليت رسانه‌هاي آمريكايي در ايران را تأمين فرصت برابر صدور رواديد براي خبرنگاران ايراني و مجوز فعاليت دفاتر رسانه‌هاي خودمان ـ به ويژه صداوسيما ـ در خاك آمريكا قرار مي‌داديد؟

راستي چرا شما هم به مانند پيشينيان خود، به خبرنگاران آمريكايي اجازه شركت در مصاحبه‌هاي عمومي و حتي وقت مصاحبه‌هاي اختصاصي مي‌دهيد در حالي كه خبرنگاران ايراني در تمام اين سال‌ها از فرصتي برابر ـ براي نه فقط مصاحبه با مقامات آمريكايي كه حتي تهيه گزارشي ساده در آن كشور ـ محروم بوده‌اند.

باز هم متأسفم.